محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1040
مرآة البلدان ( فارسى )
متفرق گرديدند . خلاصه از پهلوى گرگانج كه دارالملك سلاطين خوارزمشاهيه بود و لشكر مغول خراب كرده گذشتيم و به كهنه اورگنج نو وارد گشتيم . آتانياز محرم كه متصدى آنجاست استقبال كرده در باغى تازه منزل داد . دو سه روز توقف كرديم تا همسفران از عقب رسيدند . پنجشنبه بيست و سيم قصد تماشاى كهنه اورگنج و آثار قديمه و زيارت مزار قطب المحققين شيخ ابو الجناب طامة الكبرى نجم الدين احمد بن عمر الخيوقى كه از مشاهير مشايخ بوده نموديم . قاضى عبد الله خوقندى كه با من سابقهء آشنائى داشت و در اورگنج امامت مىكرد ، با محمد - شريفباى همراه ، به مرقد شيخ نجم الدين كبرى قدس سره رفتيم فاتحه خوانديم . ياد سلطان محمد خوارزمشاه و چنگيز نموديم و از تصاريف روزگار عبرت گرفتيم . گفتى كه كجا رفتند آن تاجوران اينك * ز ايشان شكم خاك است آبستن جاويدان ذكر شيخ نجم الدين كبرى اصل او از خيوق بوده در جوانى از كثرت علم با هركس مباحثه كردى بر او فايق آمدى لهذا او را « طامة الكبرى » خواندند . بعد از آن طامه را حذف و او را فقط كبرى گفتند و بهجهت اجتناب از دنيا ابوالجنابش نيز ناميدند . گويند اين لقب را در خواب از حضرت رسول صلى الله - عليه و آله يافته . بعد از مسافرت بسيار درك صحبت مشايخ عصر كرده تكميل شده به خوارزم آمد و دوازدهنفر از مريدان او به درجهء ارشاد رسيدهاند . چون به حكم سلطان محمد خوارزمشاه ، مجد الدين بغدادى را كه از مريدهاى نجم الدين بود در رود جيحون انداختند ، شيخ ، خوارزمشاه را نفرين كرد و لشكر تاتار به خوارزم آمدند و قتل و غارت مىكردند . از جمله شصت نفر به گرگانج به خانقاه شيخ ريختند و شيخ نيز جهاد كرده تا شهيد شد . از مزار شيخ گذشته به مزار خواجه على رامتينى معروف به عزيزان رسيديم . اصل خواجه از قريهء راميتن از اعمال بخارا است و از مريدان خواجه محمود نغنوى و بر طريق اكابر نقشبنديه است .